نوشته شده توسط : yasa98
شرمنده ام گفته بودم

دست بر دیوار دور آن ور دریا می زنم

و تا هزاره ی شمردن چشم می گذارم

گفته بودم

غبار قدیمی تقویم را

از شیشه های شعر و خاطره پاک نمی کنم

گفت بودم

صدای سرد سکوت این سالها را

با سرود و سماع و ستاره بر هم نمی زنم

اما دوباره دل دل این دل درمانده

تو را میهمان سایه گاه ساکت کتاب و کاغذ کرد

هی...

همیشه همسفر حدود تنهایی

بگذار که دفتر دریا هم

گزینه ای از گریه های گاه به گاه من باشد

" یغما گلرویی "

 

 




:: بازدید از این مطلب : 332
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 16 بهمن 1389 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران