ازترس بچه هامیخوان بهم بچسبن/بعدبه تماشای این نمایش نشستن پدربلندشدش یهوپرسون ازجاش/مادربادست لرزون قوطی قرصوبرداشت وگفت من واسه فردام ایده دارم /واین زندگی فاصله داره باایده آلم این خونه قفس وپردودهواشم/حاظرم تنومفت بدم تواین خونه نباشم واین ازبی تعهدی پدرمادرگواهی داشت/آیااین بچه که بین شماست گناهی داشت؟ اون ندیده روزی روسکوت توخانه/گرچه هرسکوتی آرامش قبل توفانه
بابامامان بگوچیه دخترم بیاباهم بودنوبشمریم مختنم چرااین روزاشده رابطتون تحریم/واسه آینده ام به من بگین چیه تکلیف روبدنه ی زندگیتون غبارمی پلکه/عشق اجباری یه روزی مثل حباب میترکه عشقم حس کردین این خلعوجفتی/توکه اونونمیخواستی چرابله روگفتی؟
نمی فهمم ازچشمات که درگیرفرداتی/ که تواین دنیای پرتشویش توهم درگیردرداتی اینو میفهمم احساست ازاین تنهایی دلگیره/تواشکاتم ازت خستس چشات ازگریه هم سیره اگه حس میکنی بی منپرتردیدی غم داری/خودم دلواپست میشم تواین احساسوکم داری اگه حس میکنی بی من توهم محکوم تشویشی/چه بی ماه من ارفرداچه بی من ترترق میشی
ازگذشته مادربگیم که می رفت تولک/پدرمحدودش میکردزیربارکتک ومی گفت کوربشه چشمی که به توهیزه/دخترتوفکراینه چه طوربگریزه زیرفشارغل وزنجیورگیرپدر/به اولین گفت مفت این تنوبگیروببر پسری که زیرمحدودیت به روند/هنوزچشماش پی یکی دیگه میروند حاصلش بچه ایه بین دوجین فاصله/تصویرش ازوالدینش تکه های پازله بچه ای اکه تواین دعواتقصیری نداشت/گذشته ی شماروآیندش تاثیرگذاشت واسه بهترین زندگی هابرگزیده ای/انتخاب کن به جزرفتن هرگزینه ای گذرروزگاراونواینجامیکشونه/اجبارا بغل هرقریبه ای مینشونه وبه هرمردیکه بخوادتکیه کنه/مجبوره اول بدنشوبه اون هدیه کنه به خودش گفت خداآیاراهی هست خالی شم؟/یابدامشبم بین مردادستمالی شم
اگه حس میکنی بی منپرتردیدی غم داری/خودم دلواپست میشم تواین احساسوکم داری اگه حس میکنی بی من توهم محکوم تشویشی/چه بی ماه من ارفرداچه بی من ترترق میشی
قدیم حتی نمیشداسم زنوازمردجدابگی/هموناکه میگفتن زن یکی خدایکی بالباس سفیدمیان خونه ی بخت/باسفیدم میرن این قصه هابوده یه وقت نه به اون نه به این مادرای بیرحم/که سرکوچه ته یه چیزمیگن میزارن میرن آره برواین حال روزفرداته مختصرا/تنهای وبیکسی آخرراه منتظرا اینکه نمیشه تانمیخوای باهردوابزار/فرق دارن باهم تومنی دهزار بچه های دیگه وقت خواب مادرومیبوسن/بچه های توچی توتنهاییاشون میپوسن واسه اونامهم نیست حق باتو یاباباشون/مهم اینه تروخشک چراباهم میسوزن گرچه بااشتباهت خوتوآسی کردی/توانتخابت بایدچشماتوبازمیکردی حالابه جای اینکه بمونی کاری کنی/داری میزاری میری که شونه خالی کنی ببین دلیل شکستت مشکلاتت دیروزین/به خداهمون شکستان که آغازپیروزین
چه خوب اینونفهمیدی تموم راهوبدرفتی/توی تاریکیه امروزتوفرداروغلطرفتی چه بی فاصله گم کردیمسیرآرزوهاتو/ازاین تقدیرزنجیری رهاکن دیگه دستاتورهاکن دیگه دستااااااااتو اگه حس میکنی بی منپرتردیدی غم داری/خودم دلواپست میشم تواین احساسوکم داری اگه حس میکنی بی من توهم محکوم تشویشی/چه بی ماه من ارفرداچه بی من ترترق میشی