نوشته شده توسط : yasa98

دل من حالش خوشه اصلا بلد نيست بگيره
ولي خيلي تنگ ميشه گاهي مي ترسم بميره
اما بازم به خودش مياد و سوسو ميزنه
باز حياط خلوت سينه امو جارو ميزنه
ميگمش تا کي مي خواي عاشق بشي و بشکني
به روي خودش نمياره مي پرسه با مني
با کيم با تو ي عاشق پيشه ي سربه هوا
با توي ديوونه ي بي سر و پا
با تو که هر چي  دارم مي کشم از دست توهه
با تو که هرجا ميرم اسير در بست توهه
کي مي خواي دست از سر آبروي من برداري
 کي مي خواي عقلي که دزديدي سرجاش بذاري
کي مي خواي بزرگ بشي سنگين بشيني سرجا
سربرا بشي و دنيارو نذاري زير پا




:: بازدید از این مطلب : 230
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 06 اسفند 1389 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران