نوشته شده توسط : yasa98

برای زیبا دیدن، نیازی نیست تمام زیبایی ها یک جا جمع شوند...

دوست دارم پاهایم، خارهای لب ساحل را هم تجربه کند، دریای وحشی را ببیند

با نسیم بازی کنم، موج را معنا کنم، شبی را در بیابان صبح کنم با آتشی روشن

و یک غزل از دیوان حافظ ...

موهایم را به باد بسپارم تا عشق بازی طبیعت را کامل کنم ...

شب ها، ستاره ها را شمردن و به ماه خیره شدن، زیر باران رقصیدن و دعا کردن...

گرمای خورشید را حس کردن و تن به خطر سپردن ...

رد چشمه ای را گرفتن تا به دریا رسیدن...

در موج گم شدن، آنقدر رفتن که هیچکس، حتی سایه ای از تو نیابد ...

لذت یک دشت بزرگ با یک بادبادک در دست و فریاد شادی سر دادن ...

دوست دارم با طبیعت یکی شوم،

آنگاه که با طبیعت یگانه شوی، جز حقیقت نخواهی یافت ...






:: بازدید از این مطلب : 341
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 16 بهمن 1389 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید