نوشته شده توسط : yasa98

 

 شتر سربازی روی ما هم نشست !

 

تا یه مدت نامعلومی نیستم  .

 

حال من بد نیست ، غم کم میخورم        کم که نه، هر روز کم کم میخورم

 

از این ناراحت نیستم که میخوام برم تو سختی و تحقیر و بشین پاشو و پامرغی و هزار کوفت و زهرمار دیگه ای که برای مرد شدن میگن پسر ها بهش نیاز دارن.

از این ناراحتم که چراها رو نمیدونم :

 

- چرا باید تو سرمون بزنم تا مرد شیم؟!

- چرا باید بهترین دوران جوونیم رو با بیگاری بگذرونم؟!

- چرا باید ۶ ماه علاف باشم تا جوابش بیاد و بعدش ۱۸ ماه دیگه علاف باشم؟!

- چرا باید موقعیت های کاری و زندگیم رو از دست بدم به این دلیل که شرکت ما سرباز نمیگیره ؟!

- چرا باید ۳ ماه تو خونه علاف باشم تا جوابش بیاد که کی برم خدمت و بعدش میگن ۳ ماه دیگه باید بری و کلا ۶ ماه از زندگیم رو هم از دست بدم؟

- چرا یه جوون باید "18 ماه" از عمر خود را در "زمانی" که برایش تعیین می شود، در "مکانی" که برایش تعیین می شود و به "کاری" که برایش تعیین می شود، بپردازد و تخطی از این اجبار هم محرومیت از بسیاری از حقوق اجتماعی را به دنبال دارد؟

- چرا باید هم ردیف ۱۰ کشور آفریقایی و عقب افتاده و جنگ زده ای باشیم که سربازی اجباری دارن ؟

- از همه مهمتر اینکه چرا تو این مملکت خراب شده ام ؟

 

من به ایرانی بودنم افتخار میکنم ولی از اینکه در این مملکتم ناراحتم .

مملکتی که همه چیز رو باید به زور قبول کنیم تا یاد بگیریم که هر چی اینجا بهمون گفتم قبول کنیم و اعتراضی نکنیم!

 

بگذریم ....

قراره ۲ ماه جونیم اینطوری هدر بره و اسمش هم خدمت به مملکته :

 

سربازی

 

سربازی

 

سربازی

 

آخرش هم به این مرحله برسم :

 

سربازی

 

بازم بگزریم ...

تا سلامی دیگر خداحافظ ...

 




:: بازدید از این مطلب : 187
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 03 اسفند 1389 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران