نوشته شده توسط : yasa98

 

آرام وسرد
زندگیم ورق می خورد
شبیه بارانی که هرگز نباریده بود
بغض کرده ام
می گویند در سرزمین سرد
مردم مهربانند و با تکه های قلبشان روزگار را می گذرانند
حالا من آنجا هستم
غریب وعجیب
برایم دست تکان می دهند !

"ژانته "
 

_ : تو مشکل داری؟

_: نه !

_ : پس جوون نیستی !

 

√ ادامه مطلب رو بخونین ... لطفا :|  در مورد ِ تبعیض نژادی ِ !

 

achb1qkcpxzuuywlmvi.jpg

 




:: بازدید از این مطلب : 160
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 03 اسفند 1389 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید