آرام وسرد زندگیم ورق می خورد شبیه بارانی که هرگز نباریده بود بغض کرده ام می گویند در سرزمین سرد مردم مهربانند و با تکه های قلبشان روزگار را می گذرانند حالا من آنجا هستم غریب وعجیب برایم دست تکان می دهند !
"ژانته "
_ : تو مشکل داری؟
_: نه !
_ : پس جوون نیستی !
√ ادامه مطلب رو بخونین ... لطفا :| در مورد ِ تبعیض نژادی ِ !