نوشته شده توسط : yasa98

http://www.iranvij.ir/upload/images/8epacnhgd7mshu3qwlqc.jpg



:: بازدید از این مطلب : 166
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 03 اسفند 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98

وقتی خانم ها جو گیر میشن / عکس



:: بازدید از این مطلب : 177
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 03 اسفند 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98

دختری در اوهایوی آمریکا، به پیشنهاد ازدواجی که با اتوبوس رسیده بود، پاسخ مثبت داد.
لورا در حالیکه در روز ولنتاین به همراه دوست پسر خود «مارک»، مشغول خوردن ناهار در رستوران بود، از پشت پنجره، یک اتوبوس عمومی را در خیابان دید که بر روی آن با حروف درشت نوشته شده بود: « لورا: آیا با من ازدواج می کنی؟»

جمله مذکور با نام «مارک» امضا شده و در زیر آن با حروف ریزتر نوشته شده بود:« و مرا خوشبخت ترین مرد روی زمین نمایی؟».
لورا گفت، با دیدن آن صحنه کم مانده بود حمله قلبی به او دست دهد.
مارک ، قبلا 300 دلار به شرکت اتوبوسرانی پرداخته بود، تا اتوبوس حامل بنر مذکور را در ساعت معین، در مقابل رستوران پارک کنند.
قرار است بنر مذکور به مدت یک هفته بر روی اتوبوس بماند. اما حالا یک جمله دیگر هم به آن افزوده شده:« او گفت بله!»


:: بازدید از این مطلب : 176
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 03 اسفند 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98

بدون شرح!

فقط طنزه... کسی چیزی به دل نگیره! :thankyou:



:: بازدید از این مطلب : 181
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 03 اسفند 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98

 



:: بازدید از این مطلب : 165
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 03 اسفند 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98


:: بازدید از این مطلب : 184
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 03 اسفند 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98


:: بازدید از این مطلب : 139
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 03 اسفند 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98


:: بازدید از این مطلب : 138
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 03 اسفند 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98

 

خدايا من دلم را به تو ﺳﭙرده بودم.از تو خواسته بودم که دروازه هاي دل ﭘر احساسم را تنها براي يک نفر باز کني.کسي که بتوانم در دنياي ﭘر از عشق او گم شوم و خود را ياراي مقابله با احساسي که او نسبت به من دارد و احساسي که خود نسبت به او دارم نبينم.از تو خواسته بودم که اگر دروازه هاي دل من را براي او باز کردي من را در درياي عشق بي انتهاي او غرق کني



:: بازدید از این مطلب : 173
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 03 اسفند 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98


:: بازدید از این مطلب : 145
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 03 اسفند 1389 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران