نوشته شده توسط : yasa98

 

شعر دیگر از شاعر چون که او ریش دارد و من نه + دانلود کلیپ

 

محمد رضا عالی پیام معروف به هالو حتما اسمش رو شنیده اید و شعر‌های قبلیش رو گوش کرده اید که در ایران شعر‌های اعتراضی و طنز خود را میسراید.
شعر قبلیش که کلیپش بصورت گسترده پخش شد (چون که او ریش دارد و من نه) رو حتما شنیدید.


این شعر رو اینجور که خودشون میگن بعد از شنیدن حرفهای یکی‌ از معمم‌های معروف سروده اند. که ایشان گفته بودند سیل و طوفان اروپا به خاطر بی‌ بند و باری زنهایش میباشد.






با دوتا گوشم شندیم شیخ شهر روز جمعه بر فراز منبری
شیره ها رو خورد و حکمت در نمودگفت ای شیره سراپا شکری


بعد از ان فرمود این طوفان و سیل در اروپای به این پهناوری
هست از بی بند و باری زنان بی حجابی لخت و عوری دلبری


گفتم ای شیخ اجل صد افرین بر چنین کشف ثقیل الباوری
مانده ام انگشت بر لب از کجا کردی این کشف خیلی محشری


این چنین کشف هوا پلتیک را ثبت باید کرد ثبت محضری
تازه فهمیدم شقیقه با گوزن ربط داره در بلاد کافری


تخم کفتر خورده ای ای ناقلا کین چنین افکارا میپروری؟
من گمانم وحی بر تو می شود مرگ من جون قلی پیغمبری؟


پس اگر نه این همه اسرار را از کجای خویش در می اوری
من شنیده بودم این حرف ظریف هر کجا جنگ است در هر کشوری


پای یک زن در میان باشد ولی نه امور جوی و بالا سری
این اگر می باشد استدلال تو بهتر از هر کس خودت مستحضری


خشکسالی در بلاد مسلمین از گناه چادر است و روسری
رودها خشک وبرگها زرد شد مرد گاو مش حسن از لاغری


تا ببارد برف و باران از هوا در هوای سرد ماه اذری
امر کن زنها کمی شل تر کنند روسری را اینوری یا اونوری


تا ببارد باران بر زمین محض ابروی زری،  خال پری
بعد از ان درویشن چشم خودت یا نگاهش کن به چشم خواهری


تا که دیدی که سیل جاری شد بگو بس کنند ان عشوه و عشوه گری
روی خود محکم بگیرند کانچنان اسمان وا ماند از سیل اوری


گر چه با این حرفها شیخ کبیر ابروی شیخ ها را میبری
لیک ممنونم برای طنز ما دم به دم مظمون نو میبپروری


حال میدانم چرا اشعار من هر کجا دارد هزاران مشتری
شیخ اگر کفر است انچه گفته ام کفر ما ها را تو در می اوری


خر تصور کرده ای این قوم را یا که خود بلا نسبت خرها خری
گر شود سوراخ سقف اسمان اینچنین بایدبگیری پنچری


 


 

لینک تصویری :







 
 
 
 


:: بازدید از این مطلب : 13993
|
امتیاز مطلب : 36
|
تعداد امتیازدهندگان : 8
|
مجموع امتیاز : 8
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 03 اسفند 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98

 

دکتر کویین و برایان بعد از 25 سال در کنار هم

 

دکتر کویین و برایان بعد از 25 سال در کنار هم

 


 

برایان پزشک دهکده در سن 25 سالگی

 

 برایان پزشک دهکده در سن 25 سالگی

 


 

پزشک دهکده در سن 22 سالگی در حال بازی در فیلم جیمز باند

 

پزشک دهکده

 


 

اینم بدون شرح از دکتر مایک (جین سیمور) و سالی (جو لاندو)

 

دکتر مایک (جین سیمور) و سالی (جو لاندو)

 



:: بازدید از این مطلب : 8589
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 03 اسفند 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98
 

چرا هیچ کس دوست ندارد بند دوم مرغ سحر را بخواند؟  

 

ملک الشعرا بهار

 

مرغ سحر نیازی به معرفی ندارد. سروده ای از محمدتقی بهار در دوران مشروطه که پس از آغاز حکومت رضا شاه به صورت ترانه اجرا شد.

آهنگ این اثر، از مرتضی نی داوود ، فوق العاده زیباست. آهنگ باو جود گیرایی زیر و بالای چندانی ندارد بنابراین حتی کسانی که با خوانندگی آشنایی ندارند می توانند آن را به راحتی بخوانند. اکثر خوانندگان نامی نیز اجرایی از مرغ سحر را به نام خود ثبت کرده اند که می توان به ملوک ضرابی، قمرالملوک وزیری، نادر گلچین، هنگامه اخوان، محمدرضا شجریان و نیز اجراهای متفاوتی از فرهاد، همای و محسن نامجو اشاره کرد.

آنچه تا کنون به عنوان مرغ سحر شنیده ایم عبارت است از بند اول این شعر :


مرغ سحر ناله سرکن، داغ مرا تازه تر کن
ز آه شرر بار این قفس را بَر شِکَنُ و زیر و زِبَر کن


بلبل پَر بسته ز کنج قفس درآ، نغمهٔ آزادی نوع بشر سرا
وَز نفسی عرصهٔ این خاک تیره را. پر شرر کن


ظلم ظالم، جور صیاد آشیانم داده بر باد
ای خدا، ای فـلک، ای طبیعت، شام تاریک ما را سحر کن


نوبهار است، گل به بار است، ابر چشمم، ژاله‌بار است
این قفس، چون دلم، تنگ و تار است


شعله فکن در قفس ای آه آتشین
دست طبیعت گل عمر مرا مچین


جانب عاشق نِگَه‌ ای تازه گل از این، بیشتر کن
مرغ بیدل شرح هجران مختصر٬ مختصر کن

 


اما شاید خیلی ها ندانند که این فقط نیمی از مرغ سحر است و این شعر بند دومی دارد که تقریبا هیچ خواننده ای تمایلی به خواندن آن ندارد.

بند دوم می گوید:



عمر حقیقت به سر شد، عهد و وفا بی اثر شد
ناله عاشق، ناز معشوق، هر دو دروغ و بی ثمر شد


راستی و مهر و محبت فسانه شد
قول و شرافت همگی از میانه شد


از پی دزدی، وطن و دین بهانه شد
دیده تر کن


جور مالک، ظلم ارباب، زارع از غم گشته بی تاب
ساغر اغنیا پر می‌ناب، جام ما پر ز خون جگر شد


ای دل تنگ ناله سر کن، از مساوات صرف نظر کن
ساقی گلچهره بده آب آتشین، پردهٔ دلکش بزن ای یار دلنشین


ناله بر آر از قفس ای بلبل حزین
کز غم تو، سینه من، پر شرر شد، پر شرر شد

  


اما چرا کسی این بند را دوست ندارد؟


بند اول شعری انقلابی است که به دستگاه ظلم می تازد، از زندانی و در قفس بودن آزادی خواهان گله می کند، آرزوی پایان شب تار ملت را دارد و مردم را به قیام و انقلاب جهت پایان دادن به ظلم و شکستن قفس فرا می خواند.

اما بند دوم شعری اجتماعی است. شاعر در این بند از رواج دروغ، منسوخ شدن حقیقت طلبی، از بین رفتن عشق واقعی میان عاشق و معشوق و گم شدن مهر و محبت و شرافت گله می کند و از کسانی می نالد که وطن و دین را بهانه ای برای دزدی کرده اند. اینان چه کسانی هستند؟ تنها حاکمان یا تمامی مردم؟ فضای حاکم بر این بخش از شعر به مورد دوم اشاره دارد. همچنین زمانی که شعر از جور مالک و ارباب شکایت می کند اغنیا را به عنوان طبقه ای از جامعه به باد نقد می گیرد نه به عنوان بخشی از وابستگان دولت.

در بند اول پیشنهاد شعله فکندن در قفس که همانا براندازی حکومت ظالم است مطرح می شود اما در مورد بند دوم شاعر هیچ راه حلی نمی یابد و در نهایت بلبل را فقط به بر آوردن ناله های حزین از دورن این قفس خود ساخته فرا می خواند.

مردم ما همیشه دوست داشته اند که ریشه مشکلات را در حکومت بشناسند و خود را از هر گونه اشکالی مبرا بدانند از این روی خوانندگان همان بخشی از مرغ سحر را خوانده اند و می خوانند که مورد پسند عامه مردم است. جالب این جاست که برخی بی توجهی به بند دوم را به دلیل سیاسی بودن آن دانسته اند که چنین دیدگاهی موجب شگفتی است.

ما تا به حال بارها به دستور بند اول عمل کرده ایم و قفس را آتش زده ایم اما پس از فرو نشستن شعله خود را در قفسی جدید یافته ایم. ای کاش یک بار هم که شده بند دوم را بخوانیم و همت کنیم بر اساس آن ارزش های انسانی را در جامعه ایرانی احیا نماییم .

 



:: بازدید از این مطلب : 224
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 03 اسفند 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98
 

ناموس چیست ؟ یا چگونه تبدیل به یک بی ناموس شدم ؟

 

هجده ساله بودم که مفهوم ناموس را بطور اتفاقی توی  میدان ونک  کشف کردم.مردم  جمع شده بودند و نگاه می کردند.مرد تنومندی فریاد می زد  و فحش می داد و زنی را که ناموسش بود  روی زمین می کشید. روسری زن پس رفته بود و مرد انبوه موههای سیاه بلند زن را همچون کمندی دور مچ دست خود پیچیده بود  تا فرار نکند و با نهایت قدرتش توی صورت زن می زد. زن زیبا بود ، خیلی زیاد زیبا بود ، با اینکه صورتش از ضرب کشیده های محکمی که مرد به آن می نواخت به رنگ خون در آمده بود م یک جور زیبایی وحشی و هوسناک  در چهره اش برق می زد . مرد  نعره می زد و رو به رهگذر ها فریاد می زد ناموسش را دیده که از ماشین غریبه ای پیاده شده است و مردم با همدردی سر تکان می دادند. زن گیج بود  و چشمهایش از ترس  و ناباوری به دور دست خیره مانده بود . من نایستادم. از آدمهایی که این جور موقع ها می ایستند تا شب برای  زن و بچه شان چیزی تعریف کنند عقم می گیرد. من رد شدم اما  پاههایم می لرزید وتا مدتها صدای سیلی هایی که    بر صورت آن زن نواخته شد  مثل کابوس مرا دنبال می کرد.


***


دومین باری که مفهوم ناموس را فهمیدم خودم آن زنی بودم که برای ناموس مردی به زمین  افتاد.  تازه جدا شده بودم و به خانه ی پدری ام پناه برده بودم . نه خیانتی در کار بود و نه هیچ. دختر خاله ام  در بیمارستان بستری شده بود  و کمی دیر تر از معمول به خانه بر می گشتم. دم در که ماشین را پارک کردم شوهر سابقم به سمت من آمد . انگار خیلی وقت بود که منتظر توی کوچه ایستاده بود  دستهایش از عصبانیت می لرزید پرسید کجا بودی؟ احساس کردم که با خودش فکر کرده که پای مرد دیگری ( ناموس) در میان است. می توانستم توضیح بدم اما لزومی نداشت. او حتی دیگر شوهر من نبود. سوییچ را توی کیفم گذاشتم و  تمام شهامتم را جمع کردم و برای اولین بار گفتم : راستش را بخوای دیگر به تو مربوط نیست!  همسایه ها مهمانی شان تمام شده بود و دم در پر از آدم بود و من درست دم در خانه ی پدری ام بودم ، دلیلی نداشت بترسم. جمله ام تمام نشده بود که مچ دستم را گرفت و پیچاند و من روی زمین افتادم، دستبندم از دستم کنده شد و روی خاک و خل افتاد. انگار دیوانه شده باشد ، مرا روی زمین می کشید و به سمت ساختمان نیمه سازی که  ته کوچه بود می برد.فریاد زدم و از مردم  و از همسایه ها کمک می خواستم اما هیچ کس به روی خودش نیاورد. مرد مسنی هم قدم با ما تو کوچه قدم می زد ،  التماس کنان  کمک خواستم  ولی مرد رویش را بر گرداند و به سرعت دور شد. آنها همسایه های ما بودند و آن منطقه یکی از بهترین منطقه های تهران بود. باورم نمی شد که هیچ کس به کمکم نخواهد آمد وتنها کسی که می تواند نجاتم دهد خودم هستم. نیرویم را جمع کردم و در یک فرصت مناسب با نهایت زورم توی بیضه هایش لگد زدم. از درد خم شد و دستم را رها کرد و من تا خانه دویدم.روپوشم پاره شده بود و پایم زخم شده بود همسایه ها  دم در  ایستاده بودند و مرا نگاه می کردند هیچ کس هیچ چیز نگفت.بعد ها فهمیدم که مردم در امور ناموسی دخالت نمی کنند. بعد ها فهمیدم که چقدر از این مردم متنفرم. بعد ها فهمیدم که وقتی هجده سالم بود نباید از کنار آن زن با بی تفاوتی عبور می کردم و از خودم هم متنفر شدم.


***


آخرین باری که معنی ناموس را فهمیدم پنجشنبه  13 آبان سال 89 بود.باز هم پای ناموس در میان بود ولی  این بار زنی کتک نخورد، این بار جوانی بر روی آسفالت  در برابر چشم همان مردم جان داد. همان مردمی که در مسایل ناموسی دخالت نمی کنند و ته دلشان این را جزو فضایل خود می دانند. همان مردمی که معنی ناموس را خیلی بهتر از من می دانند و می پذیرند که بخاطرش جانی فدا شود. همان مردمی که  شب تخمه می شکنند و داستان را برای هم تعریف می کنند و می خندند. همان مردمی که من از آنها متنفرم.راستی من از کلمه ی ناموس هم متنفرم


منبع : وبلاگ نسوان مطلقه معلقه

 


 

مردم سعادت آباد تهران 45 دقیقه جان دادن مضروب را تماشا کردند

 

 

لینک دانلود : http://www.mediafire.com/?3ik40efitrgib54


این فیلم را حتما ببینید .

 

جلوی چشم دها نفر از ساکنان سعادت آباد یک جوان روی زمین در خون می غلتد .خون کمی  در بدنش باقی مانده  . بارها سرش را بلند می کند و از مردم کمک می خواهد .  

مردم در اطرافش به مدت 40 دقیقه مشغول بحث و گفتگو هستند .  هم از عوامل این اتفاق صحبت می کنند  هم در مورد راه حل های احتمالی برای آنکه انشالله در آینده شاهد تکرار این ماجراها نباشیم هم در مورد ضعف نیروی انتظامی و اورژانس هم در مورد خاطراتی که با این دو بچه محل ضارب و مضروب داشتند .. ،  

 

گاهی وسط صحبت ها شخصی  متلک هم می پراند و میخندند تا در این زمان طولانی حوصله کسی سر نرود .   گاهی یک نفر با صدای بلند مردم را به سکوت فرا می خواند تا صحبت های شنیدنی ضارب چاقو به دست به گوش همگان برسد .

 

و چند متر آن طرف تر مرد ضارب در حالی  که هیچ کاری از دستش بر نمی آید و اصلا کاری به مردم ندارد  چاقویی به طرف شکم خودش گرفته برای مردم قصه تعریف می کند .

 

اگر این یک فیلم کمدی بود حضار در سینما از خنده روده بر می شدند . این یک فیلم بسیار تلخ است اگر بفهمیم ما همین الان داریم وسط این مردم زندگی میکنیم و اینها همه مردمان شهر ما هستند  و در عین حال میتواند بسیار خنده دار باشد اگر باور کنیم کارگردانی پشت صحنه است و این یک فیلم مستند نیست .


جوانی در خون می غلتد و هی سرش را بالا می آورد و از مردم کمک می خواهد مردم در حالی که مشغول گل گفتن و گل شنیدن با مرد چاقو به دست هستند به جوان می گویند بخواب بابا جان مزاحم نشو بزار داریم حرف می زنیم . جوان ناامیدانه میخوابد . چند دقیقه می شود و چون کسی به او توجه نمی کند  دوباره سرش را بالا می آورد که این آمبولانس چه شد . لااقل مرا با ماشین به بیمارستان ببرید . مردی که می آید موتورش را بردارد می گوید : بخواب پسر جان تو مگه هفت ماهه دنیا اومدی آمبولانس الان میرسه با موتور که نمیشه ببرمت بیمارستان .

 

مردم زیاد حوصله ندارند به آنکه افتاده و دارد می میرد نگاه کنند همه توجه ها به چند متر آن طرف تر است . جذابیت آن صحنه و حرفهای مرد چاقو به دست بسیار بیشتر است . فیلم بردار هم کنار جنازه ایستاده و گاهی از خودش فیلم می گیرد و حال می کند  . مرد چاقو بدست وسط آن بی توجه ای یادش به مردی که بر زمین افتاده و نفسهای آخرش را می کشد می افتد و رو به او می گوید : خوردیش بچه خوشگل ؟


مردم دوست دارند سوت و کف بزنند اما خویشتن داری می کنند .

 

 



:: بازدید از این مطلب : 190
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 03 اسفند 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98

 

شعر دیگری از محمد رضا عالی پیام (شاعر چون که او ریش دارد و من نه) 

 

محمد رضا عالی پیام

 

در پسین روزهای فصل بهار .......................برگ ها در هجوم پاییزند

زرد ها مانده اند بر شاخه ......................سبزها روی خاک می ریزند

جای عطر گل اقاقی و یاس .......... بوی خون در فضای این شهر است

گویی احساس سربلندی و اوج.............. با تمام درخت ها قهر است

از کف سنگ فرش هر کوچه.................. خون گلگون لاله را شستند

غافل از این که در تمامی باغ ................ سروها جای لاله ها رستند

شب به شب روی شاخه ی هر سرو..... قمری و چلچله هم آواز است

بانگ الله اکبر از هر سو .............. نغمه ساز است و نغمه پرداز است

هر دهانی که بوی گل می داد ............. دوختندش به نوک سوزن ها

بوی گل شد گلاب و جاری شد............ از دو چشم خمار سوسن ها

ناله ی پر شرار مرغ سحر............ معنی اش ارتداد و بی دینی است

در زمستان ذوق و اندیشه .......... سبز بودن چه جرم سنگینی است



ساقه هایی که سبز تر بودند ............. سرخ گشته به خاک غلطیدند

باقی ساقه ها از این ماتم....................... برگ های سیاه پوشیدند

نخل را کنده بید می کارند ....................... بید مجنون کجا ثمر بدهد

ای که بر روی ماه چنگ زدی .................... باش تا صبح دولتت بدمد

 

 

در همین رابطه ببینید :

شعر دیگر از شاعر چون که او ریش دارد و من نه + دانلود کلیپ


 



:: بازدید از این مطلب : 240
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 03 اسفند 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98

 

سر خط خبر های یک سال دیگر !!!

 

عکس طنز تورم

 

- نانوایی های پایتخت با ارائه سند ملکی، نان تمام قسطی ارائه می دهند.


- مراجع عظام تقلید خوردن گوشت گربه را حلال دانسته و با ارائه احادیث معتبری بر فوائد خاص گوشت گربه تاکید کردند. البته این مراجع همچنان درباره خوردن گوشت انسان سکوت کرده اند.


- چمن های ورزشگاه آزادی دیروز در قابلمه قورمه سبزی تهرانی ها بود.


- آیت الله حائری که سال قبل طریقه وضو گرفتن با یک لیوان آب را آموزش داده بود، امروز در تلویزیون طریقه طهارت گرفتن با یک تف را به طور عملی آموزش خواهد داد.


- دو کامیون حامل مهاجران غیر قانونی ایرانی، در کشور افغانستان شناسایی شد و به کشور عودت داده شد.


- احمدی نژاد در مراسم کلنگ زنی صدمین سایت غنی سازی اورانیوم : آنقدر اورانیوم غنی می کنیم که ... پاره شود.


- گفتگوی اختصاصی با آیت الله جنتی: اگر قرار بود از گرسنگی بمیرم در عصر یخبندان مرده بودم.


- عصر دیروز حدود یک ملیون میکروب که با همکاری برخی ویروس های خارج نشین و چند باسیل ورشکسته سیاسی و با همدستی باکتری های بهایی و تعدادی آمیب همجنـس باز قصد شیوع بیماری در تهران را داشتند ، امشی شدند.


- نرخ جدید کرایه تاکسی اعلام شد: یک ملیون پول پیش و هر کورس صد هزار تومان


- به دلیل سختی شمارش، واحد ِ واحد پول کشور به کیلو تغییر می کند. مثلا از این به بعد برای خریدن یک پفک نمکی باید یک کیلو هزارتومانی پرداخت کنید.


- در هزار و هشتصدمین سفر استانی هیئت دولت، همه ی دولت با حضور در توالت یک منزل، یک حلقه چاه فاضلاب خانگی را که تماماً ساخته متخصصان داخلی بود، افتتاح کرده و بهره برداری رسمی از آن را آغاز کردند. همچنین کاشتن یک نهال خرزهره دیگر دستاورد این سفر ایشان بود.


- در اقدامی نمادین و به منظور همدلی با مردم، جلسه هیئت دولت زیر کرسی برگزار شد. در این میان خانم دستجردی، وزیر بهداشت بیشتر از بقیه هیجان زده بود.


- احمدرضا رادان گفت موجودات وحشت انگیز سطح خیابان ها زامبی نیستند. وی افزود: اینها همان در و داف هایی هستند که سابق بر این برایشان سر و دست شکسته می شد اما به دلیل عدم توانایی در خرید لوازم آرایش به « هیولای اولیه » بازگشته اند.

 

کاریکاتور تورم

 

 



:: بازدید از این مطلب : 212
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 03 اسفند 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98
 

 

شعر زیبایی از علی حیات بخش ( زندگی تو از دست می رود )

 

 

علی حیات بخش

 

 

یک لحظه ... زندگی تو از دست می رود

 

وقتی کسی که هستی تو هست می رود

 

 

شاید که اندکی بنشیند کنار تو

 

اما کسی که بار ِ سفر بست می رود

 

 

آنکس که دل بریده ، تو پا هم ببرّی اش

 

چون طفلی از کنار تو با دست می رود

 

 

رفتن همیشه راه ِ رسیدن نبوده است

 

گاهی مسیر جاده به بن بست می رود

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 227
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 03 اسفند 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98

 

 شتر سربازی روی ما هم نشست !

 

تا یه مدت نامعلومی نیستم  .

 

حال من بد نیست ، غم کم میخورم        کم که نه، هر روز کم کم میخورم

 

از این ناراحت نیستم که میخوام برم تو سختی و تحقیر و بشین پاشو و پامرغی و هزار کوفت و زهرمار دیگه ای که برای مرد شدن میگن پسر ها بهش نیاز دارن.

از این ناراحتم که چراها رو نمیدونم :

 

- چرا باید تو سرمون بزنم تا مرد شیم؟!

- چرا باید بهترین دوران جوونیم رو با بیگاری بگذرونم؟!

- چرا باید ۶ ماه علاف باشم تا جوابش بیاد و بعدش ۱۸ ماه دیگه علاف باشم؟!

- چرا باید موقعیت های کاری و زندگیم رو از دست بدم به این دلیل که شرکت ما سرباز نمیگیره ؟!

- چرا باید ۳ ماه تو خونه علاف باشم تا جوابش بیاد که کی برم خدمت و بعدش میگن ۳ ماه دیگه باید بری و کلا ۶ ماه از زندگیم رو هم از دست بدم؟

- چرا یه جوون باید "18 ماه" از عمر خود را در "زمانی" که برایش تعیین می شود، در "مکانی" که برایش تعیین می شود و به "کاری" که برایش تعیین می شود، بپردازد و تخطی از این اجبار هم محرومیت از بسیاری از حقوق اجتماعی را به دنبال دارد؟

- چرا باید هم ردیف ۱۰ کشور آفریقایی و عقب افتاده و جنگ زده ای باشیم که سربازی اجباری دارن ؟

- از همه مهمتر اینکه چرا تو این مملکت خراب شده ام ؟

 

من به ایرانی بودنم افتخار میکنم ولی از اینکه در این مملکتم ناراحتم .

مملکتی که همه چیز رو باید به زور قبول کنیم تا یاد بگیریم که هر چی اینجا بهمون گفتم قبول کنیم و اعتراضی نکنیم!

 

بگذریم ....

قراره ۲ ماه جونیم اینطوری هدر بره و اسمش هم خدمت به مملکته :

 

سربازی

 

سربازی

 

سربازی

 

آخرش هم به این مرحله برسم :

 

سربازی

 

بازم بگزریم ...

تا سلامی دیگر خداحافظ ...

 



:: بازدید از این مطلب : 190
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 03 اسفند 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98

razhaaa

 , با سه کیفیت (تنظیم آهنگها : خشایار احمدیه ، نیما وارسته ، مسعود فولادی ، رامون ، فرد میرزا ، الیاس شیرزاد )
( ترانه سرایان: افشین مقدم ، صفا لطفی ، شایان جعفر نژاد ، زینب علاقه ، شبنم حکیم
مسعود هوشمند ، ساحارا منادی ، محسن شیرالی ، کورش سمیعی )

MP3 320

 دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ  mediafire

 01 Yadegari.mp310.3 MBFeb-14-11
 02 Bi To.mp37.5 MBFeb-14-11
 03 Bikhial.mp38.4 MBFeb-14-11
 04 Fereshte.mp37.9 MBFeb-14-11
 05 Kheili Mamnoon.mp39 MBFeb-14-11
 06 Alaki.mp36.8 MBFeb-14-11
 07 Bonbast.mp38 MBFeb-14-11
 08 Bi To (Remix).mp38.6 MBFeb-14-11
 09 Kalafe.mp38.4 MBFeb-14-11
 10 Hedie (Remix).mp310.3 MBFeb-14-11
 Siavash Ghomayshi - Yadegari.rar77.7 MBFeb-14-11
 

MP3 192 

دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ 

 01 Yadegari (www.Best-ir22.com).mp36.2 MBFeb-14-11
 02 Bi To (www.Best-ir22.com).mp34.5 MBFeb-14-11
 03 Bikhial (www.Best-ir22.com).mp35.1 MBFeb-14-11
 04 Fereshte (www.Best-ir22.com).mp34.8 MBFeb-14-11
 05 Kheili Mamnoon (www.Best-ir22.com).mp35.4 MBFeb-14-11
 06 Alaki (www.Best-ir22.com).mp34.1 MBFeb-14-11
 07 Bonbast (www.Best-ir22.com).mp34.8 MBFeb-14-11
 08 Bi To (Remix) (www.Best-ir22.com).mp35.2 MBFeb-14-11
 09 Kalafe (www.Best-ir22.com).mp35.1 MBFeb-14-11
 10 Hedie (Remix) (www.Best-ir22.com).mp36.2 MBFeb-14-11
 Siavash Ghomayshi - Yadegari (192).rar50.5 MBFeb-14-11
 

MP3 128 

 01 Yadegari (www.Best-ir22.com).mp34.1 MBFeb-14-11
 02 Bi To (www.Best-ir22.com).mp33 MBFeb-14-11
 03 Bikhial (www.Best-ir22.com).mp33.4 MBFeb-14-11
 04 Fereshte (www.Best-ir22.com).mp33.2 MBFeb-14-11
 05 Kheili Mamnoon (www.Best-ir22.com).mp33.6 MBFeb-14-11
 06 Alaki (www.Best-ir22.com).mp32.7 MBFeb-14-11
 07 Bonbast (www.Best-ir22.com).mp33.2 MBFeb-14-11
 08 Bi To (Remix) (www.Best-ir22.com).mp33.4 MBFeb-14-11
 09 Kalafe (www.Best-ir22.com).mp33.4 MBFeb-14-11
 10 Hedie (Remix) (www.Best-ir22.com).mp34.1 MBFeb-14-11
 Siavash Ghomayshi - Yadegari (128).rar33.7 MBFeb-14-11
 

OGG 64 

 01 Yadegari (www.Best-ir22.com).ogg2.1 MBFeb-14-11
 02 Bi To (www.Best-ir22.com).ogg1.5 MBFeb-14-11
 03 Bikhial (www.Best-ir22.com).ogg1.7 MBFeb-14-11
 04 Fereshte (www.Best-ir22.com).ogg1.6 MBFeb-14-11
 05 Kheili Mamnoon (www.Best-ir22.com).ogg1.8 MBFeb-14-11
 06 Alaki (www.Best-ir22.com).ogg1.4 MBFeb-14-11
 07 Bonbast (www.Best-ir22.com).ogg1.6 MBFeb-14-11
 08 Bi To (Remix) (www.Best-ir22.com).ogg1.7 MBFeb-14-11
 09 Kalafe (www.Best-ir22.com).ogg1.7 MBFeb-14-11
 10 Hedie (Remix) (www.Best-ir22.com).ogg2.1 MBFeb-14-11
 Siavash Ghomayshi - Yadegari (64).rar17.2 MBFeb-14-11

 

 




:: بازدید از این مطلب : 350
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 26 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98

 













 



:: بازدید از این مطلب : 246
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 26 بهمن 1389 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران