نوشته شده توسط : yasa98
«ناهماهنگي ضرباهنگ بخش‌هاي كودكي با ساير سكانس‌ها»
بازي‌هاي خوب از ويژگي‌هاي ثابت ساخته‌هاي عياري

انتقاد درباره‌ي قسمت‌هاي پخش‌شده‌ي «روزگار قريب»: ضرباهنگ بخش‌هاي مربوط به كودكي دكتر قريب ، سفر او و خانواده‌اش به گرگان و بازگشت آن‌ها به تهران چندان با ساير سكانس‌ها هماهنگي ندارد.

 در اين بخش‌هايي هم قصه و هم كارگرداني افت مي‌كند، اين درحاليست كه سكانس‌هاي مربوط به بيماري دكتري قريب و بستري شدنش در بيمارستان، ضرباهنگ خوبي دارد.

 انجام پژوهش‌هاي كافي براي ساخت اين سريال، نقطه‌ي قوت آن است:«روزگار قريب» همانند اغلب آثار كيانوش عياري از تحقيق كافي برخوردار است و در آن در كنار طرح موضوع اصلي (زندگي دكتر قريب) به موارد فرعي پرداخته شده كه براي مخاطب جذاب است.

با اشاره به ويژگي‌هاي كلي ساخته‌هاي عياري: در آثار او ريتم بازي‌ها تند است، تلاش مي‌شود از به تصويردرآمدن اتفاقات و بازي‌هاي تصنعي جلوگيري شود و زندگي در آن جريان داشته باشد. علاوه بر آن در ساخته‌هاي او تنش وجود دارد. ريتم مناسب و دقت روي جزئيات صحنه، قصه و بازي از ديگر ويژگي‌هاي كارهاي عياري است.

درباره‌ي بازي‌هاي بازيگران «روزگار قريب» : بازي‌هاي خوب از ويژگي‌هاي ثابت ساخته‌هاي عياري است كه اين‌كار سهل و ممتنع است. شايد برخي فكر كنند كه بازيگران در كارهاي عياري ديالوگ‌هايي را مي‌گويند و از صحنه خارج مي‌شوند. در صورتي‌كه بازي‌هاي آثار او به زندگي نزديك است و ضرباهنگ تندي دارد و عياري اين كار دشوار را خيلي‌خوب انجام مي‌دهد.

 بازيگران ساخته‌هاي عياري وسط حرف يكديگر مي‌پرند و در مدت كوتاهي بايد كنش و واكنش نشان دهند و گاهي اوقات هنگام بازي چندكار را با هم انجام دهند.همين ويژگي‌ها موجب تمايز بازي‌هاي سريال‌هاي او از ساير مجموعه ها مي‌شود.

 در «روزگار قريب» علاوه بر هنرپيشگان ماهري چون مهدي هاشمي و رضا بابك، بازيگران متوسط هم بازي خوبي در اين سريال ارايه داده‌اند. از سوي ديگر شيوه‌ي كارگرداني عياري نيز سهل و ممتنع است؛ چراكه كارگرداني در آثار او ديده نمي‌شود كه اين نوع كار كردن نيز بسيار دشوار است.

درباره‌ي ضعف‌ها و قوت‌هاي «روزگار قريب» با توجه به توانايي و سابقه‌ي عياري بيان شده است والا اين سريال بهتر از برخي از مجموعه‌هاي ديگر سريال جاري تلويزيون است.

 درباره‌ي جايگاه «روزگار قريب» در ميان سريال‌هاي پيشين عياري (خانه به خانه و هزاران چشم) : «هزاران چشم» در بين سريال‌هاي ديگر اين كارگردان بهتر بوده است البته شايد «روزگار قريب» هنوز به نقطه‌اي نرسيده است كه ما را درگير كند.

«هزاران چشم» يك اثر فوق‌العاده بود كه نه تنها يكي از كارهاي درخشان عياري محسوب مي‌شود بلكه يكي از بهترين ساخته‌هاي سيماست.نوع ساختار اين سريال، يك اتفاق در تلويزيون بود كه متأسفانه ادامه پيدا نكرد.

ساخت آثاري چون «هزاران چشم» از عهده‌ي كارگردان هايي چون عياري برمي‌آيد كه مي‌تواند قصه‌هاي ساده را با اين كيفيت خوب و عمق روايت كنند.

كه عياري«تند تند»فيلم بسازد و اظهار كرد: عياري، كارگرداني است كه به اندازه‌ي توانايي‌هايش به حقش نرسيده است. توانايي‌هاي او در عرصه ي فيلم‌سازي بيشتر از آن اندازه‌اي است كه تاكنون عرضه كرده است.عياري سازنده‌ي دو – سه اثر از درخشان ترين فيلم هاي پس از انقلاب است و معتقدم در حد يك كارگردان سطح بالاي بين‌المللي است.



:: بازدید از این مطلب : 274
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 26 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98



:: بازدید از این مطلب : 220
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 26 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98

قوانين جديد رسانه‌يي كانادا مورد انتقاد كمپاني‌هاي بزرگ پخش در اين كشور قرار گرفت.

براساس قوانين جديد، هر كمپاني پخش و يا شخصيت حقوقي تنها مي‌تواند دو رسانه در اختيار داشته باشد.

به اين ترتيب هر كمپاني پخش نهايتا مي‌تواند دو شبكه راديويي، تلويزيوني و يا روزنامه را اداره كند.

كميته‌ي ارتباطات دوربرد و راديو، تلويزيون كانادا (CRTC) هدف از اين تصميم را اطمينان پيدا كردن از وجود صداهاي متفاوت در دنياي رسانه‌هاي اين كشور عنوان كرده است.

تصميمات جديد به شدت مورد انتقاد كمپاني‌هاي بزرگ پخش كشور كانادا واقع شده است.

‌با وجود تصميمات جديد حس رقابت بين كمپاني‌هاي پخش از بين خواهد رفت. به اين ترتيب هر كمپاني تنها مي‌تواند دو شبكه راديويي يا تلويزيوني را اداره كند و تصور مي‌شه كه اين امر موجب شود تا كمپاني‌ها نتوانند رضايت خاطر مخاطبينشان را جلب كنند؛ در حال حاضر تعداد زيادي از كمپاني‌ها، پخش و چند شبكه راديويي و تلويزيوني را اداره مي‌كنند و نمي‌دانم با تصويب قوانين جديد تكليف اين شبكه‌ها چه خواهد شد.



:: بازدید از این مطلب : 219
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 26 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98

پخش سريال «ساعت شني» از اواسط آذر ماه امسال در شبكه‌ي اول سيما آغاز شد و تلويزيون با به روي آنتن بردن اين مجموعه براي نخستين بار شيوه جديد پخش سريالها به صورت يك شب در ميان را امتحان كرد.

سريال «ساعت شني» كه همزمان با پخش، با مخالفان و موافقان بسيار همراه شد، يك هفته قبل از ماه محرم و آغاز پخش سريال مناسبتي شبكه‌ي اول، به صورت هفتگي (شنبه‌ شبها) به روي آنتن رفت؛ با اتخاذ چنين سياستي، سريال «ساعت شني» باز هم در پخش با مشكل مواجه شد، به نحوي كه شاهد پخش قسمتي از اين سريال در روزي به غير از زمان اعلام شده (يكشنبه اول بهمن ماه) بوديم.

سريال «ساعت شني» در قسمتهاي پاياني همچنين با افزايش زمان هر قسمت همراه بود، به نحوي كه برخي قسمتهاي اين مجموعه حتي بيش از يك ساعت به طول انجاميد. برخي از قسمتهاي پاياني اين سريال نيز در روز بعد تكرار نشد.

اين سريال باز هم زمان پخش آخرين قسمت از اين مجموعه بر اساس روال معمول و تعيين شده (شنبه‌ها )نخواهد بود.



:: بازدید از این مطلب : 248
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 26 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98

مثل یوسف اسیر چاه شدم
گوشه ی سازمان تباه شدم

راحت و دلنشین و محبوب است
چقَدَر پنج شنبه ها خوب است

وقت دیدار مادر و پدر  است
روز تفریح و گردش و سفر است

غیر بعضی مشاغل حساس
همه حتی مهندس و غواص(!)

دکتر و تاجر و وکیل و وزیر
کارمند و حسابدار و مدیر
،
آخر هفته ها که بی کارند
لحظات مُفرّحی دارند !

منتها فرق می کند عملاً
نوع تفریح هر کسی ،مثلاً

غالبا تاجری که معتبر است
هفته ای هفت روز در سفر است

وآن که دارای باغ تجریش  است
گر که پاریس و رُم نشد ،کیش است


وآن مهندس که خوشگل و شیک است
پاتوقش کافه های آنتیک است

آن مدیر عملگرا ،بی شک
آخر هفته می رود شمشک

وآن یکی حال می کند ناجور
با اسیران خاک واهل قبور

دیگری غرق در خماری ها
نجسی ها و زهر ماری ها

این یکی می رود نژند و عبوس
با زن و بچه جاده ی چالوس

آن یکی نیز با زن و زنبیل
می رود خانه ی فک و فامیل

ما بقی هم شرابشون آبه
آخر عشق و حال شون خوابه

اسم شون :کارمند دون پایه! 
عده ای بی خیال سرمایه

مثل یوسف اسیر چاه شدم
گوشه ی سازمان تباه شدم!

 

چاپ شده در روزنامه شرق مورخ ۱۷شهریور



:: بازدید از این مطلب : 255
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 26 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98

در تشکر از  بلوتوث  های شاعرانه و حمایت از شاعران بلوتوث شده و اینکه هر ایرانی یک رسانه است فرماید:

من به این هم وطنان مدیونم
از صمیمیت شان ممنونم

بس که بی غلّ و غش و یک رنگند
دوست دار ادب و فرهنگند

مردمی اهل دل و هشیارند
لطف خاصی به ادیبان دارند

قدر اشعار مرا می دانند
بعد مرگم همه را می خوانند
!
تا بگویند که این نابغه بود
آدمی درخور و بی سابقه(!) بود

گرچه افکار بدش ترک نشد
حیف در حد خودش درک نشد

می توانست که شاعر بشود
قله ی شعر معاصر بشود

در شب شعر عروسش بکنند
کاش می شد بلوتوثش(!) بکنند

داخل گوشی مردم باشد
پنج شب کیش و سه شب قم باشد

تا به این شیوه به جایی برسد
یا به یک نان و نوایی برسد

شاعری قابل و مطرح بشود
خام هر به به و چه چه (!)بشود

توی هر کنگره تقدیر شود
با دو تا جایزه جوگیر شود
 
روز را با هیجان شب بکند
مدتی باد به غبغب بکند
***
نه به این شهرت بی مقدارش
نه به آن درد سر و آزارش

بی جهیزیه عروسم نکنید
من بمیرم بلوتوثم نکنید! 

منتشر شده در لوح.



:: بازدید از این مطلب : 274
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 26 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98


پسری گیر داده بود،مدام
وقت و بی وقت،دم به دم،یک بند

که پدر جزوه و کتاب بخر
تست کنکور «گاج» و «دانشمند»

بفرستم کلاس رایانه
«کورل» و«اکسل» و«اتوکد لند»

تا که با علم و دانش و تحصیل
بشود دست من به جایی، بند

وقت کنکور ،انتخاب کنم
رشته ای باب طبع و باب پسند

در همین اصفهان قبول شوم
نه قم و بهبهان،نه شوش وزرند

پدرش شب کلافه و خسته
کت و شلوار را که از تن کند

دست و صورت نشسته،سیگاری
گوشه ی لب گذاشت با غرولند

سپس آهی کشید و سرجنباند
سرفه ای کرد و گفت:«ای فرزند

از چه هی بی خودی برای خودت
سر هم می کنی چرند وپرند

دست ارباب معرفت کوتاه
بخت افراد بی سواد بلند

می شود آن که بی سواد تر است
بیشتر پول دار و ثروتمند

علم تاریخ و طب و جغرافی
همه کذب است و حقّه و ترفند

فرضاً اصلاً چه کار دارم من
با فلان شاه غزنوی یا زند

یا به من چه که پنگوئن  بالفرض
مال قطب است یا گروئلند؟

جای حفظ مساحت سبلان
شده ام صاحب سه دانگ سهند

گر ببینی مبلغان سواد
همه خوش باورند و خالی بند

خود حافظ مگر نمی برده
سمت بنگال و آن حوالی قند؟

تازه آن هم به این بهانه که هند
طوطیانش شکر کن بشوند

فکر نان کن که خربزه آب است
دانش و علم و فضل سیری چند؟»

 

منتشر شده در  لوح.



:: بازدید از این مطلب : 282
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 26 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98
 در گذراندن اوقات به شیوه برخی نسوان و استفاده بهینه ایشان از زمان و مکان فرماید:

چون که زن های ساده و بیکار
همه از جمله بنده و سرکار،

دور هم فرصتی به دست آرند
دوست دارند،دور بردارند

صحبت از بینی قمر بکنند
پشت هم غیبت از سحر بکنند

با سخن های کذب حال کنند
داد و فریاد و قیل و قال کنند

وای اگر حرف فال هم بشود
آن وسط قهوه نیز دم بشود

الغرض خانمی که توی محل
هست شیّاد و ناقلا و دغل

با همین قهوه از زنان ،به وفور
می کند استفاده ی ناجور

به هر آنکس مطابق حالش
گوید از آنچه دیده در فالش

مثلاً رو به دختری دمِ بخت
می دهد وعده که:«خیالت تخت،

که فلان شاهزاده با الگانس
رفته دنبال دختری خوش شانس

از قضا شاهزاده بین گذر
شده ماشینش از جلو پنچر

چشمش افتاده توی چشم شما
رفته از بخت خوش به حال کما

شده بی اعتنا به آن دختر
دیده چون دختری از آن بهتر!

تاج و تور عروس بی کم و کاست
داخل استکانتان پیداست

عکست افتاده صاف داخل فال
مژده بر تو عروس خوش اقبال!»

***
با همین حرف های بیهوده
همگی می شوند آلوده

چون که هر یک به شخصه درگیرند
یک به یک فال قهوه می گیرند

عاقبت وقت و پول را به هدر،
می دهند این زنان خوش باور

روز تعطیل با همین تدبیر
می کند روحیاتشان تغییر!

چاپ شده در روزنامه شرق مورخ 14 مهر ماه



:: بازدید از این مطلب : 242
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 26 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98


آنچه داروی درد انسان است
کافه ای دنج در لواسان است

ساکت و بی صدا و خوش منظر
کافه ای باب طبع اهل هنر

کافه ای دور از این هیاهو ها
غرق در عطر یاس و شب بو ها

که در آن مثل باغ های بهشت
بشود شعر و قصه خواند و نوشت

کافه ای که  در آن ندارد راه
وِر وِرِ زنگ گوشی همراه

نه پیامک به کار می آید
نه صدای هوار می آید

کافه ای که در آن هیاهو نیست
وب و جی میل و سایت یاهو نیست

دور از آن همه شما-ایشان
کافه ای باب میل من که در آن،

جز صدای بنان نمی آید
بوی سیگار از آن نمی آید

گر چه یک خُرده لوس و رویایی است
کافه ای واقعا تماشایی است!
 

چاپ شده در روزنامه شرق مورخ ۲۸مهر ماه



:: بازدید از این مطلب : 264
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 26 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98

گربه مسکین!اگر پر داشتی
سرنوشتی مثل کفتر داشتی

سالها کنج قفس با دلخوری
چشم خیس و گونه ی تر داشتی

در قفس پیژامه ،دمپایی به پا
چون جناب عطریانفر داشتی

جای ولگردی میان کوچه ها
چند تا فرزند و همسر داشتی

وی بسا چون گربه اشراف شهر
کلفت و دربان و نوکر داشتی

می شدی پروار اما در عوض
همسری باریک و لاغر داشتی

روزها با شهره می گشتی و شب
دِیت*با لیلا فرو هر داشتی

جای جوی آب و سطل آشغال
خانه بر سرو و صنوبر داشتی

جوجه های خوشگل و تو دل برو
چند ماده چند تا نر داشتی

پیش چشم گربه های در به در
وضع و حالی حسرت آور داشتی

ای بسا از غصه شاعر می شدی
چند دیوان شعر از بر داشتی

عشق آزادی خرابت کرده بود
حسرت پرواز در سر داشتی

گربه مسکین اگر پر داشتی
وضع و شکلی خنده آور داشتی!

*قرار ملاقات خارجی!



:: بازدید از این مطلب : 288
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 26 بهمن 1389 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران