نوشته شده توسط : yasa98

گربه مسکین!اگر پر داشتی
سرنوشتی مثل کفتر داشتی

سالها کنج قفس با دلخوری
چشم خیس و گونه ی تر داشتی

در قفس پیژامه ،دمپایی به پا
چون جناب عطریانفر داشتی

جای ولگردی میان کوچه ها
چند تا فرزند و همسر داشتی

وی بسا چون گربه اشراف شهر
کلفت و دربان و نوکر داشتی

می شدی پروار اما در عوض
همسری باریک و لاغر داشتی

روزها با شهره می گشتی و شب
دِیت*با لیلا فرو هر داشتی

جای جوی آب و سطل آشغال
خانه بر سرو و صنوبر داشتی

جوجه های خوشگل و تو دل برو
چند ماده چند تا نر داشتی

پیش چشم گربه های در به در
وضع و حالی حسرت آور داشتی

ای بسا از غصه شاعر می شدی
چند دیوان شعر از بر داشتی

عشق آزادی خرابت کرده بود
حسرت پرواز در سر داشتی

گربه مسکین اگر پر داشتی
وضع و شکلی خنده آور داشتی!

*قرار ملاقات خارجی!




:: بازدید از این مطلب : 296
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 26 بهمن 1389 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید