نوشته شده توسط : yasa98
مدارک لازم جهت صدوراحکام :

1 – کپی کارت بیمه ورزشی

2 – کپی شناسنامه

3 – کپی حکم قبلی

4 – مبلغ 6000 تومان برای کمربندهای زرد ونارنجی

مبلغ 8000 تومان برای کمربندهای سبز وآبی

مبلغ 9000 تومان برای کمربندبنفش

ضمناًشماره حساب فدراسیون بعداًازهمین وبلاگ معرفی میگردد.



:: بازدید از این مطلب : 265
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 24 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98

 aksha.ir تصاویر زیبا ساز - عکس



:: بازدید از این مطلب : 294
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 24 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98

ღ♥ღ  ღ♥ღ

ღ♥ღ  ღ♥ღمحبت را به دل راه دادن صفای سینه می خواهد๑۩۩๑

ღ♥ღ  ღ♥ღ



:: بازدید از این مطلب : 322
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 24 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98
ღ نازنین عاشق ღ √

:: بازدید از این مطلب : 300
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 24 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98

احساس

وقتي تو باشي . زندگي برايم زيباست. عاشقي برايم با معناست !

وقتي تو باشي . قلبم بي آرزوست اي تنها آرزوي من در لحظه هاي تنهايي !

وقتي تو عزيز دلم باشي . همدمم باشي . سر پناهم باشي . طلوع آفتاب

برايم آغاز يك روز پر خاطره ديگر با تو است عزيزم !

تو هستي . براي من هستي . تا آخرش همه هستي ام هستي . حالا من

هستم و يك عشق پاك در قلبم !

وقتي تو باشي . عشق در وجودم هميشه زنده است . ميتپد قلبم تنها براي

تو . مي گذرد لحظه ها به ياد تو و مي ماند براي هميشه يك عشق جاودانه

در قلبهايمان !

وقتي تو گل من باشي . باغچه خشگ قلبم بهاري مي شود . اين دل از عطر

و بوي تو پر از محبت و صفا مي شود!

وقتي تو عشق من باشي . اين چشمها براي ديدن تو بي قرار و بي تاب  

مي شود . حضور تو در كنارم تنها آرزو مي شود !

وقتي تو همدمم باشي . ديگر تنهايي با من بيگانه مي شود . غم و غصه

هاي دنيا در قلبم فراري مي شوند !

تو باشي . عزيز دلم باشي . عشقم باشي . دنيا برايمان بهشت هميشگي

مي شود !

وقتي تو باشي . وقتي تو همه زندگيم باشي . اين دل فداي قلب مهر بانت

مي شود . چشمهايم هميشه منتظر ديدن چهره ماهت ميشود !

وقتي تو باشي . من نيز هستم . زيرا تو درون قلبم هستي !

پس با من باش اي عشق جاودانه ام . بيا تا با هم بخوانيم ترانه عاشقانه ام

را . كه براي تو سروده ام اي تو كه بي تو بودن برايم به معناي خواب

هميشگيست !



:: بازدید از این مطلب : 336
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 24 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98

وقتی کسی رو دوس داری،حاضری جون فداش کنی
حاضری دنیارو بدی،فقط یه بار نیگاش کنی
به خاطرش داد بزنی،به خاطرش دروغ بگی
رو همه چی خط بکشی،حتّی رو برگ زندگی
وقتی کسی تو قلبته،حاضری دنیا بد بشه
فقط اونی که عشقته،عاشقی رو بلد باشه
قید تموم دنیارو به خاطرِ اون می زنی
خیلی چیزارو می شکنی ، تا دل اونو نشکنی
حاضری قلب تو باشه ، پیش چشای اون گرو
فقط خدا نکرده اون ، یه وقت بهت نگه برو
حاضری حرف قانونو ، ساده بذاری زیر پات
به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب باوفات
وقتی بشینه به دلت ، از همه دنیا می گذری
تولّد دوبارته ، اسمشو وقتی می بری
حاضری جونتو بدی ، یه خار توی دساش نره
حتی یه ذرّه گرد وخاک تو معبد چشاش نره
حاضری مسخرت کنن ، تمام آدمای شهر
امّا نبینی اون باهات ، کرده واسه یه لحظه قهر
حاضری هر جا که بری ، به خاطرش گریه کنی
بگی که محتاجشی و ، به شونه هاش تکیه کنی
حاضری که به خاطر ، خواستن اون دیوونه شی
رو دست مجنون بزنی ، با غصه هاهمخونه شی
حاضری مردم همشون ، تو رو با دست نشون بدن
دیوونه های دوره گرد ، واسه تو دس تکون بدن
حاضری که بگذری از ، شهرت و اسم و آبروت
مهم نباشه که کسی ، نخواد بشینه روبروت
وقتی کسی تو قلبته ، یه چیزقیمتی داری
دیگه به چشمت نمی یاد ، اگر که ثروتی داری
حاضری هر چی بشنوی ، حتی اگه سرزنشه
به خاطر اون کسی که ، خیلی برات با ارزشه
حاضری هر روز سر اون ، با آدما دعوا کنی
غرورتو بشکنی و باز خودتو رسوا کنی
حاضری هر کی جز اونو ، ساده فراموش بکنی
پشت سرت هر چی می گن ، چیزی نگی گوش بکنی
حاضری هر چی که داری ، بیان و از تو بگیرن
پرنده های شهرتون ، دونه به دونه بمیرن



:: بازدید از این مطلب : 289
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 24 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98
تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

یک گلوله برفی برای خودم درست کردم,

انقدر خوشکل که حتی فکرش را هم نمیتوانی بکنی.

بعد فکر کردم برای خودم نگهش دارم.و پیش خودم بخوابونمش.

براش لباس خواب درست کردم,

یک بالش هم برا زیر سرش.

دیشب دیدم گذاشته رفته,

اما قبل از رفتن, جاش رو خیس کرده بود!



:: بازدید از این مطلب : 278
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 24 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98

حالا که همش تو رویاست بذار دلتنگت بمونم

مرگ بیداری برا من اینو خیلی خوب می دونم

بذار عاشقت بمونم
بذار عاشقت بمونم

بذار عاشقت بمونم

قلب من می گه که هستی اما چشمام می گه نیستی

خیلی سخته باورم شه که تو پیشم دیگه نیستی

بگو که هنوز چشاتو رو به عشق من نبستی

چشم من می گه تو رفتی اما قلبم می گه هستی

مگه میشه تو نباشی تو مثه نفس می مونی

دستای گرمتو کاشکی تو به دستم برسونی

دستم بی تو بی پناه ِ می میرم وقتی نیستی

مگه میشه باورم شه که تو پیشم دیگه نیستی

حالا که همش خیاله بذار دستاتو بگیرم

بذار تو فرض محالم با تو باشم تا بمیرم

بذار عاشقت بمونم بذار عاشقت بمونم

حالا که همش تو رویاست بذار دلتنگت بمونم

مرگ بیداری برا من اینو خیلی خوب می دونم

بذار عاشقت بمونم بذار عاشقت بمونم

بذار عاشقت بمونم



:: بازدید از این مطلب : 348
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 24 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98
 

مردی سراغ گردو  فروشی رفت و گفت:((میشه همه ی گردوهاتو رایگان به من بدی؟!))

گردو فروش با تعجب به اون نگاه کرد و هیچی نگفت.2باره پرسید:((میشه یه کیلو گردو مجانی به من بدی؟))

و باز با سکوت مواجه شد.

__((پس خواهش میگنم دست کم یه گردو مجانی بهم بده))و اینقدر اصرار کرد تا بالاخره گردو رو گرفت.

__((یه دونه که ارزش نداره.یه دونه دیگه هم بده))و با اصرار یه گردو دیگه هم گرفت.

 وخواست گردو سوم رو بگیره  که گردو فروش عصبانی شد

و گفت: ((زرنگی؟!این طوری میخوای تمام گردو های منو ازم بگیری؟

مشتری سمج گفت((راستش میخواستم درسی بهت بدم.عمر و زندگی ماهم اینطوریه

 اگه به تو بگم همه ی  عمرت رو به من بفروش به هیچ قیمتی قبول نمی کنی.

ولی روزهای زندگیت رو بی توجه یکی یکی از دست میدی تا به خودت بیای همه ی عمرت از دست رفته.))



:: بازدید از این مطلب : 414
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 24 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98
.

معلمی از دانش اموزان خواست تا عجایب هفت گانه جهان را فهرست وار بنویسند.

دانش اموزان شروع به نوشتن کردند.

معلم نوشته ها را جمع اوری کرد,با انکه همه جواب ها یکی نبودند. اما بیشتر دانش اموزان به موارد زیر اشاره کرده بودند:

اهرام مصر,تاج محل,کانال پاناما,کلیسای سن پیتر,دیوار بزرگ چین و...

در میان نوشته ها کاغذ سفیدی به چشم میخورد.

معلم پرسید ((این کاغذ سفید مال چه کسی است؟))یکی از دانش اموزان  دست خود را بالا برد.

معلم پرسید :((دخترم چرا تو چیزی ننوشتی؟))

دخترک جواب داد:((عجایب موجود در جهان خیلی زیاد هستند و من نمیتوانم تصمیم بگیرم که کدام را بنویسم.))

معلم گفت:(( بسیار خوب هرچه در ذهنت هست بگو شاید بتوانم کمکت کنم!))

در این هنگام دخترک مکثی کرد و گفت((به نظر من عجایب هفتگانه جهان عبارتند از: لمس کردن. چشیدن,دیدن, شنیدن, احساس کردن, خندیدن و عشق ورزیدن.))

پس از شنیدن سخنان دخترک.کلاس در سکوتی محض فرو رفت .اری عجایب واقعی همین نعمت هایی هستند که ما انها را ساده و معمولی می انگاریم و به سادگی از کنارشان عبور میکنیم.

 



:: بازدید از این مطلب : 273
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 24 بهمن 1389 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران