نوشته شده توسط : yasa98
اين شعر رو يكي از دوستان گلم سروده .بابك



دلم امشب هوای گریه،اشک و آه و نم دارد
نمیدانم چرا؟شاید تو را امروز کم دارد
به دنبال تو میگردم...کجا هستی؟نمیدانم...
صدای آسمان امشب،طنینی زیر و بم دارد...
کجا باید بجویم از رفیق خود نشانی ای
که دل امشب هوای یاد از جمشید جم دارد...
سخن کوتاه باید کرد،درد من بسی سخت است...
نمیخواهم بگویی:"این ز عشق خویش غم دارد..."
دم وصل و دم هجران،نمیدانم که من چونم؟
دلم از درد عشق او هوای هردو دم دارد




:: بازدید از این مطلب : 303
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 16 بهمن 1389 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران