نوشته شده توسط : yasa98

 

سهم من بارگران اشك‏هاست

خانه مان، زير گلوله، زير تير

غرقه در ويراني ديوارهاست‏

در نگاه مردم همسايه‏مان‏

مي‏توان تنها شدن را لمس كرد

در سلام سرد و اشك ديده شان

مي‏شود ويران شدن را لمس كرد

من چو آهويي در اين دشت غريب‏

از هجوم شيرها ترسيده‏ام

با كه گويم از غم آوارگي‏

من كه داغ كينه‏ها را ديده‏ام

من نشاط كودكي را در خودم‏

در هجوم ترس‏ها گم كرده‏ام

من كه جيبم را به جاي نقل و توت‏

از گلوخ و سنگ‏ها پر كرده‏ام

اي خدا، اي خالق مهر و صفا

پس بگو آن مهرباني‏ها كجاست؟!

من نشاط و خنده را گم كرده‏ام

اي خدا آن منجي جان‏ها كجاست؟




:: بازدید از این مطلب : 288
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 16 بهمن 1389 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید