عضو شوید
عضویت سریع
آمار مطالب
آمار کاربران
کاربران آنلاین
آمار بازدید
افسوس
کاش مهربانتر بود با من او
کاش می شنید صدای ترک ، ساقه هایم را
وریزش...
برگهای زرد وبی رمقم
که با هر نسیمی
میزند بر زمین نیستی
وای کاش...
میدانست چگونه آرام میشوم.
با شکفتن ،
لبهای اوکه قاصدک وار
پرمیگشودنند بهر سوی
وچون لاله های سرخ
خندان مینمودند
همه جا را.
ومن فقط...
به شکفتن او دل خوش
بودم و بس
نمیدانست
که الیتیام بخش
زخمهای درونم است.
تا شایید مرحمی نهد
بر سینه پر ترک وجودم
ولی افسوس....
RSS
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید