نوشته شده توسط : yasa98
در یکی از روزهای بسیار گرم که امام حسن مجتبی (ع) روزه بود و تشنگی بر آن حضرت اثر کرده بود، در وقت افطار، همسرش زهر را با شربتی مخلوط کرد و آن را برای حضرت آورد. چون حضرت آن شربت را آشامید و احساس مسمومیت کرد، فرمود: «انا لله و انا الیه راجعون» سپس خداوند را حمد کرد و روی به جعده نمود و گفت: ای دشمن خدا! مرا کشتی ولی بدان که معاویه تو را فریب داد و پس از من جانشینی نخواهی یافت. خداوند تو و او را با عذاب خود خوار فرماید. آنگاه امام در بستر بیماری افتاد. «جنادة بن ابی امیه» می گوید: در بیماری امام (ع) خدمت او رفتم. در مقابل حضرت طشتی گذاشته بودند که گهگاه قی می کرد، و جگر مبارکش و لخته های بزرگ خون، پاره پاره در آن طشت می ریخت.
www.1818.mihanblog.com



:: بازدید از این مطلب : 225
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 26 بهمن 1389 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران