عضو شوید
عضویت سریع
آمار مطالب
آمار کاربران
کاربران آنلاین
آمار بازدید
تو نیستی که ببینی
چگونه در هوای تو پر می زنم
کلمات نابینا
بر کاغذهای سفید
دست می سایند و
گرد نام تو جمع می کنند،
ثانیه های متمرد
به زخم عقربه ها فرو می ریزند
و نام تو را
تکرار می کنند.
چگونه پیله ی سنگ می شکافد
و پروانه ی مجروح
با بال شکسته
ابریشم شعر
جارو می کند.
"شمس لنگرودی"
RSS