نوشته شده توسط : yasa98
 

تو نیستی که ببینی

 

چگونه در هوای تو پر می زنم

 

کلمات نابینا

 

بر کاغذهای سفید

                    

                      دست می سایند و

 

گرد نام تو جمع می کنند،

 

ثانیه های متمرد

 

به زخم عقربه ها فرو می ریزند

 

و نام تو را

 

تکرار می کنند.

 

تو نیستی که ببینی

 

چگونه پیله ی سنگ می شکافد

 

و پروانه ی مجروح

 

با بال شکسته

 

ابریشم شعر

 

جارو می کند.

 

"شمس لنگرودی"

 




:: بازدید از این مطلب : 356
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 16 بهمن 1389 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید