نوشته شده توسط : yasa98

از زمینی بودن خسته شده ام

به زودی

میروم !

به

ناکجا آباد

به درونم

تکه ای از خاک

همانجا که همه مجازات میشوند

خاک را میگویم

همه ی کارهایم را عقب انداخته ام

امروز تنهاترین بودم ...

سال پیش

با تو

اما

امسال بدون تو !

شاید وقتی برای من نباشد

تا برایت بمانم

تا بمانم و بنویسم .. !

اکنون

فقط به گریستن

فکر  میکنم !

اشک هایم امان به نوشتن نمیدهند

به زودی تمام میشود

همه ی خاطرات

بین من و تو

و میروم به همانجایی که

تو هستی

شاید آنجا

من و تو

ما شویم ...

گفتم شاید !





:: بازدید از این مطلب : 152
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 03 اسفند 1389 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران