نوشته شده توسط : yasa98
آغوش تو گناه نيست
    من در آغوش تو آرامش يافته ام
            كه هيچ گناهي با
                       آرامش مانوس نيست
    آغوش تو گناه نيست
                  من در آغوش تو امنيت
      را احساس كرده ام
                     كه در هيچ گناهي امنيت
                         محسوس نيست
آغوش تو گناه نيست
              من در آغوش تو تمام زيبايي
                      را لمس كرده ام
       كه در هيچ گناهي زيبايي


:: بازدید از این مطلب : 318
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 24 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98

یکی داشت و یکی نداشت

اونی که داشت تو بودی و اونی که تورو نداشت من بودم!!!
یکی خواست و یکی نخواست
اونی که خواست تو بودی و اونی که بی تو بودنو نخواست من بودم!!!
یکی بود و یکی نبود
اونی که بود تو بودی و اونی که نبود من بودم!!!
یکی آورد و یکی نیاورد
اونی که آورد تو بودی و اونی که بی تو به هیچ کسی ایمان نیاورد من بودم!!!
یکی برد و یکی نبرد
اونی که برد تو بودی و اونی که دل به تو باخت من بودم!!!
یکی گفت و یکی نگفت
اونی که گفت تو بودی و اونی که دوست دارم رو جز تو به هیچ کسی نگفت من بودم!!
یکی موند و یکی نموند
اونی که موند تو بودی و اونی که بی تو نمی تونست بمونه من بودم!!!
یکی رفت و یکی نرفت
اونی که رفت تو بودی و اونی که بخاطر تو، تو قلب هیچ کس نرفت من بودم !



:: بازدید از این مطلب : 295
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 24 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98
این شعریکی از برگهای پاییزیه که یکی از دوستان واسم گذاشته خودم خیلی دوسش دارم امیدوارم شما هم خوشتون بیاد:

بگذار بی پروا بگویم دوستت دارم

هرلحظه وهرجا بگویم دوستت دارم

شاید نباشد فرصتی شاید کمی دیرست

بگذار از حالا بگویم دوستت دارم

میخواهم امشب غرق باشم غرق آغوشت

بی وقفه تا فردا بگویم دوستت دارم

بگذار من هم پیش چشمت کودکی باشم

با نیّت آنها بگویم دوستت دارم

چیزی ندارم از تو هم چیزی نمیخواهم

بگذار تا تنها بگویم دوستت دارم...



:: بازدید از این مطلب : 311
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 24 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98
دشت ها را براي اين آفريده اند كه انسان آوارگي را تجربه كند ،رفتن و تنهايي را ،وسعت و بي كراني را ،نرسيدن راو عشق يعني نرسيدن.(هيوا مسيح)

:: بازدید از این مطلب : 318
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 24 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98

تو که هستی تو چه هستی

 

 

که من اینگونه بی تو بی تابم

شب از هجوم خیالت نمیبرد خوابم

تو چه هستی که من از موج نسیم تو

بسان قایق سر گشته به روی گردابم 

تو در کدام سحر بر روی کدام اسب سفید

تو را کدام خدا

تو از کدام جهان

تو را کدام کرانه

تو در کدام صدف

تو در کدام چمن

همراه کدام نسیم

من از کجا سرراه تو آمدم

چه کرد با دل من آن نگاه شیرین آه

مدام بیش نگاهی مدام بیش نگاه

کدام نشانه دویده ازتو در من

که دره های وجودم تو را که می بینند

به رقص می آیند سرود می خوانند

 

چه آرزوی محالیست زیستن با تو

مرا همین یک سخن بگذارند با تو

به من بگو مرا از دهان شیر بگیر

به من بگو برو در دهان شیر بمیر

بگو برو جگر کوه قاف را بشکاف

ستاره ها را از آسمان بیار به زیر

تو را به هر چه تو گویی به دوستی سوگند

هر آنچه خواهی از من بخواه صبر مخواه

که صبر راه درازی به مرگ پیوسته است

تو آرزوی بلندی ودست من کوتاه

تو دور دست امیدی و پای من خستست

همه وجود تو مهر است وجان من محروم

چراغ راه تو سبز است

                  و                

 راه من بسته است



:: بازدید از این مطلب : 382
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 24 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98
عشق را زندگی کردن باید

کاش به جای این همه عشق نویسی ، کمی عشق را زندگی می کردیم .

باور می کردیم که دلقک ها هم می گریند...

و اینکه عشق حرف بیهوده ای نیست ؛ اما ما بیهوده اش کردیم و آنچنانی که خود خواستیم تعبیرش…

و گاهی چه تعابیر دهشتناکی

هر روز فریاد می زنیم که عاشقیم اما یادمان نمی آید که شبی گرسنه خوابیده باشیم

ربطش را می پرسی..!!!؟؟؟

ما فراموش کردیم «ما عرفناک حق معرفتک» را و تو را تا سطح فکرهای کوچکمان کوچک کردیم.

ما دم از عشق زدیم در حالی که طعم قهقهه های مستانه ی شبانه های با روسپیان را فراموش نکرده بودیم ..

گفتیم :آنجا که عشق فرمان می دهد محال سر تسلیم فرو می آرد، این را گفتیم و همه ی نباید ها را باید کردیم و به هر که در ما به حقارت نگریست با پوزخندی تحویلش دادیم :که آنجا که عشق فرمان…

ما عشق را نیافته گم کرده بودیم و خدای را نَشناخته به برگ درخت ترسیم کردیم و هیجان زده از اِین کشف بزرگ می نوشیدیم و همان کلمه را هم فراموش کردیم…

خدا در ما باز هنوز به امید می نگریست و ما همچنان بر مرداب های درونمان می افزودیم و اینکه هنوز پایداریم را نشان از به حق بودنمان انگاشتیم

حال آنکه خود می دانستیم حق را از یاد برده بودیم

ما عاشق بودیم و نمی گریستیم

برخنده ی ما گریستن آغاز کنید شاید این قفل ها باز شوند

هنوز یادم هست از کجا دروغ گفتن را شروع کردم تو هم یادت هست .بیا برگردیم

برگردیم به همان انسانی که بودیم

حرف های زیبای کمتری بلد بودیم اما هنوز زنده بودیم و گاهی می گریستیم

بیا باز هم عاشق دخترک کوچک همسایه باشیم و در نگاهش عاشقانه بنگریم و دستهای کوچکش را در دست بگیریم و با او بخندیم و فراموش کنیم به راحتی می شود زنانی را در آغوش کشید که عصمت به مفت می فروشند...!!!

جام عشقی راکه صادقانه به ما داده شد پر از زهر بدبینی و دروغ و ریا برش گرداندیم


:: بازدید از این مطلب : 308
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 24 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98

رفته بودم سر حوض

تا ببينم شايد، عكس تنهايي خود را در آب،

آب در حوض نبود.

ماهيان مي‌گفتند:

هيچ تقصير درختان نيست.

ظهر دم‌ كرده‌ تابستان بود،

پسر روشن آب، لب پاشويه نشست

و عقاب خورشيد، آمد او را به هوا برد كه برد.

به ‌درك راه نبرديم به اكسيژن آب.

برق از پولك ما رفت كه رفت.

ولي آن نور درشت،

عكس آن ميخك قرمز در آب

كه اگر باد مي آمد دل او، پشت چين‌هاي تغافل مي ‌زد،

چشم ما بود.

روزني بود به اقرار بهشت.

تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي، همت كن

و بگو ماهي‌ها حوضشان بي‌آب است.

باد مي رفت به سر وقت چنار.

من به سر وقت خدا مي رفتم.

خدا مي داند که چقدر سخت تلاش کرده اي وقتي سخت گريسته اي و قلبت مملو از درد دست خدااشک هايت را شمرده است وقتي احساس مي کني که زندگيت ساکن است و زمان در گذر است خدا انتظارت رامي کشد وقتي هيچ اتفاقي نمي افتد و تو گيج و نا اميدي خدابرايت جوابي دارد اگر نا گاه ديدگاه روشني را در مقابلت آشکار سازد و اگر بارقه ي اميد در دلت جرقه زد خدا در گوشت نجوا کرده است وقتي اوضاع رو به راه مي شود و تو چيزي براي شکر کردن داري خدا تو را بخشيده است وقتي اتفاقات شيرين و دلچسبي رخ داده است و سرا سر وجودت لبريز از شادي گشته است خدا به تو لبخند زده است به ياد داشته باش هر جا که هستي و با هر احساسي خدا مي داند



:: بازدید از این مطلب : 304
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 24 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98


نیا نیا گل نرگس که در زلال دلی

هزار آینه نقش و یکی ز خال تو نیست

نیا نیا گل نرگس تو را به خاک بقیع

که شهر ما نه مُهیای گامهای تو نیست

نیا نیا گل نرگس به آسمان سوگند

قسم به نام و نهادت دلی برای تو نیست

نیا نیا گل نرگس ز رنجمان تو مکاه

کسی ز خلق و خلائق فدای راه تو نیست

نیا نیا گل نرگس بدان و آگه باش

که جای سجده گه ِ ما هنوز مال تو نیست

نیا نیا گل نرگس که چون علی تنها

به فجر صبح ظهورت کسی کنار تو نیست

نیا نیا گل نرگس به مجلس ندبه

که ندبه ، ندبه خرقه است و پایگاه تو نیست

نیا نیا گل نرگس دعای عهد کجاست؟

نه این نماز جماعت به اقتدای تو نیست

نیا نیا گل نرگس به جان تشنه عشق

دعا دعای ظهور است ولی برای تو نیست

نیا نیا گل نرگس سقیفه ها برپاست

ردای سبز خلافت ولی برای تو نیست

نیا نیا گل نرگس به مادرت زهرا

کسی برای شهادت به کربلای تو نیست

نیا نیا گل نرگس نیا به دعوت ما

هزار نامه کوفی یکی برای تو نیست

نیا نیا گل نرگس فدا شوی مولا

برای عصر عجیبی که خواستار تو نیست

:: بازدید از این مطلب : 276
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 16 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98

با توجه به خصلت و شخصیت جوانان در عصر ظهور ،اکثر یاران امام زمان (عج)جوان هستند;چرا که دارای صفای باطن ،ارمان گرای ،شجاعت و شهامت ؛نو گرایی ،فدا کاری و... هستند

حال باید دید جوانی که عاشق حضرت هستند ،در دوران غیبت چه باید بکنند

1-            معرفت:یکی از مسائل حیاتی واساسی شناخت امام عصر (عج) معرفت است که مایه رشد و تعالی است

امام علی (ع) در فرمایشی به کمیل در باره اصل معرفت می فرمایند:

 «ای کمیل !هیچ حرکت و فعالیتی نیست ،مگر این که در ان نیازمند شناخت و اگاهی هستی.»

 جوانان باید با امام زمان خود و مسائل پیرامون او به نحو احسن اشنا شوند . ابو نصیر از خدمت گزاران امام حسن عسکری (ع)و از کسانی که پیش از غیبت امام عصر به حضور ان حضرت مشرف شده است  در دیداری که با امام داشت ،امام از او پرسید :«ایا مرا می شناسی ؟ پاسخ داد «اری;شما سرور من و فرزنی سرور من هستید »

امام فرمود:«مقصد من ،چنین شناختی نیست »ابو نصر عرضه داشت :«مقصود شما چیست؟»امام (عج)فرمود :«من اخرین جانشین پیامبر هستم و خداوند به برکت من، بلا را از خاندان و شیعیانم دور می کند»امام صادق (ع) می فرماید :خداوند از بندگان عملی را نمی پذیرد مگر به معرفت و شناخت ما.

2-             محبت:محبت تابع معرفت و شناخت است و هر چه شناخت بیشتر باشد محبت نیز بیشتر خواهد شد  اگر انسان دارای همتی بلند باشد  دنبال محبوب حقیقی می رود . اگر عاشق امام زمان (عج) بشویم و او را دوست بداریم ، رنگ محبوب به خود می گیریم . چرا که امام زمان (عج) آنقدر ما را دوست دارد دارد که بلا ها را از ما دفع میکند . و در حق ما  دعا می کند . چقدر خوب است این محبت  ، طرفینی باشد ؛ یعنی ما عاشقان هم برای ظهور و سلامتی او دعا کنیم .اینطور نباشد که فقط هنگام مشکل و گرفتاری بسراغ او برویم .

3-            اطاعت : یکی از زیبایی ها  و لذت های جوانی  ، گذراندن عمر  در راه اطاعت الهی استکه باعث توجه و عنایت ربوبی می شود پیامبر (ص) می فرمایند : ( خداوند جوانی را دوست دارد که جوانی خود را در راه اطاعت خدا سپری کند.

4-            فعالیت : نقش اصلی جوانان این است که باید در عرصه مهدویت ، فعال پویا و به روز باشد ؛ چرا که دشمنان مهدویت  بسیار بسیار فعالند در این بین  توقع از جوانان ایران زمین بیشتر است ؛ چرا که در طول تاریخ جایگاه ویژه ای داشته و در آینده هم دارند .

 



:: بازدید از این مطلب : 284
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 16 بهمن 1389 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : yasa98

شناخت ها ،عشق را پدیدار می سازد.آقای صفائی حائری می نویسد :«معرفت و شناخت ،عشق را سبز می کند و به وجود می آورد. عشقی که بدون شناخت باشد،همان جذبه ای است که اتم ها را به پیوند داده است .این عشق ارزش ندارد که انتخاب انسان نیست. شناخت خوبی ها در انسان عشق را زنده می کند و شناخت بدی ها نفرت را و این عشق و نفرت انسان را به حرکت می اندازند ،جلو می آورند و یا فراری می دهند».

عشق در زندگی ،اعمال و رفتار را دست خوش تغییر و تحول می سازد . عشق بعضی چیز ها را می گیرد و خیلی چیزها را هدیه می کند .اگر خواب و خوراک را و یا چیز های کم اهمیت را بگیرد ،در عوض شور ،هیجان، آرمان و نیرو می دهد.گاهی مواقع برای به دست آوردن، مجبور ید تلاش بیشتر کنید;صبح ها زودتر از بستر جدا و شب ها دیرتر به خانه و یا بستر بر گردید . شب های امتحان یادتان هست؟بچه های را که برای کنکور درس می خوانند دیده اید ؟ اگر عاشق امام زمان باشیم زندگی ما چگونه است؟

آیت الله وحید خراسانی در این باره می گوید:

«اگر دوستی پیدا شد ،شما را می رساند . اگر علاقه پیدا شد ،پشت کوه قاف هم که باشد ، شما را می کشاند و بلا خره به محبوب می رساند . حالا چطور برساند . قانونی که تحت ضابطه بیابد ندارد . باید محبت به امام زمان پیدا کنید هیچ گنجی،هیچ ذکری و ورودی،هیچ طلسمی بالاتر از این محبت نیست نزدیک ترین راه برای رسیدن به درگاه و پیشگاه شاه عالم امکان ،محبت به ان بزرگوار است  باید محبت مستقر شود . باید به امام زمان محبت پیدا کنی باید محبت شدید شود خود محبت راه را باز می کند و تو را به او نزدیک می کند  



:: بازدید از این مطلب : 284
|
امتیاز مطلب : 98
|
تعداد امتیازدهندگان : 31
|
مجموع امتیاز : 31
تاریخ انتشار : شنبه 16 بهمن 1389 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران