دوران پر برکت و همراه با کرامات و وقیعی که قبل و بعد از ولادت امام رضا (علیه السلام) از مدینه تا مرو و مدت امامت ایشان رخ داد، جملگی دلالت بر عظمت بیکران امام رضا (علیه السلام) دارد. روایت آن از زبان بزرگان اهل سنّت جالب و شنیدنی و البته شگفتانگیز است. آنچه پیش روی دارید، گوشهای از سخنان بزرگان اهل سنت درباره امام رضا است که در منابع معتبر آنها نقل شده و تأثیر به سزایی در نزدیک کردن دیدگاه اهل سنت به دیدگاه شیعه درباره کرامت، شفاعت، توسل و زیارت قبور و ... دارد. بزرگان اهل سنت با اعتراف به جایگاه والای امام رضا (علیه السلام)، سخنان و اعترافهای شگفتی درباره ابعاد معنوی آن حضرت داشتهاند که آنها را نقل میکنیم.
در یکی از روزهای بسیار گرم که امام حسن مجتبی (ع) روزه بود و تشنگی بر آن حضرت اثر کرده بود، در وقت افطار، همسرش زهر را با شربتی مخلوط کرد و آن را برای حضرت آورد. چون حضرت آن شربت را آشامید و احساس مسمومیت کرد، فرمود: «انا لله و انا الیه راجعون» سپس خداوند را حمد کرد و روی به جعده نمود و گفت: ای دشمن خدا! مرا کشتی ولی بدان که معاویه تو را فریب داد و پس از من جانشینی نخواهی یافت. خداوند تو و او را با عذاب خود خوار فرماید. آنگاه امام در بستر بیماری افتاد. «جنادة بن ابی امیه» می گوید: در بیماری امام (ع) خدمت او رفتم. در مقابل حضرت طشتی گذاشته بودند که گهگاه قی می کرد، و جگر مبارکش و لخته های بزرگ خون، پاره پاره در آن طشت می ریخت.
یکی ازمظلومیتهای حضرت رسول این است که معمولا به کیفیت شهادت ایشان توجه نمیشود. ومعمولا میگویند رحلت حضرت رسول !!!
قصد داریمدر رابطه با کیفیت شهادت و قاتلین آن حضرت صحبت کنیم:
کتابهای سیرهو حدیث مرگ رسول خدا بوسیله سم را تایید کرده اند و آن را با احادیث متواتر ذکرکرده اند از جمله:
ابن سعد میگویددر روایتی آمده است: پیامبر ص مسموم درگذشت و شصت و سه ساله بود. این قول ابن عبدهاست.
رسولخدا (ص) فرمود: هیچ کس از ما (اهل بیت) نیست مگر آنکه مسموم یامقتول خواهد بود.
بیهقی ازعبدالله بن مسعود روایت کرده است که وی گفت: اگر ۹ بار قسم بخورم که رسول خداکشته شده اشت برایم محبوبتر است از اینکه یکبار قسم بخورم که او کشته نشده است بهجهت اینکه خداوند او را پیامبر شهید قرار داده است.
دانشمندان مسلمان در باره این كه پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله وسلم چگونه از دنیا رفت، دیدگاههاى گوناگونى دارند؛ بسیارى از علماى شیعه و سنى معتقدند كه آن حضرت را مسموم كردند و همین سم در بدن آن حضرت اثر كرده و او را به شهادت رسانده است.اما چه کسی به پیامبر اسلام سم داده است؟؟
بر اساس مدارك فراوان، مرگ ابابكر با یك كودتاى سیاسى بوده است; ابو یقظان از سلام بن ابى مطیع روایت مى كند كه ابابكر مسموم شد و بالاخره در روز دوشنبه مرد. (62)كارآگاهان براى شناسایى قاتل، ابتدا به سراغ اولین كسى مى روند كه از مرگ مقتول بهره مند مى شود; در مرحله دوم نیز به سراغ كسانى مى روند كه با مقتول داراى دشمنى و درگیرى بوده اند; در ظاهر، اولین كسى كه از مرگ ابابكر بهره مند شده است، عمر بن الخطاب بوده است; زیرا به عنوان خلیفه مسلمانان، به جاى ابابكر نشست!در مورد ارتباط ابابكر و عمر نیز عبدالله پسر عمر مى گوید: واقعیت آن است كه ابابكر و عمر اختلاف داشتند.(63) مدارك نیز اختلاف بین عمر و ابابكر را تأیید مى كنند; عمر مى گوید: «حسودترین قریشیان، ابابكر است.»(64)عمر به پسرش عبدالله مى گوید كه آیا تا به حال از این خبردار نشده بودى و غافل بودى كه پست ترین و احمق ترین شخص قبیله بنى تیم بر من پیش افتاد و بر من ستم روا داشت؟!
ابن ابى حاتم از عبیدة سلمانى نقل مى كند كه گفت:عیینة بن حصین و اقرع بن حابس نزد ابابكر آمدند و گفتند: اى خلیفه! زمینى شوره زار نزد ماست و محصول نمى دهد; اگر صلاح مى دانى آن را به ما ببخش تا در آن كشت كنیم، شاید خدا در آن بركت قرار دهد!ابوبكر نیز آن زمین را به آن دو نفر داد و قباله اى نوشت و گواه بر آن گرفت و به آن ها داد.آن دو تن نزد عمر رفتند تا گواهى بدهد، و هنگامى كه قباله را برایش خواندند از دست شان گرفت و با بى احترامى آن را از بین برد. آن دو تن نیز به بدگویى عمر پرداختند.